خرید بک لینک
درددلهایی که گوشی واسه شنیده شدن ندارن روزمرگی وضعیت جنگی! یه سلام گرم بعد از مدتها دوری! آرزوی بیجایی باشه شاید اما امیدوارم که همه خوب باشید. از وضعیت جنگی چه خبر؟ گرانی! کنکور به تعویق افتاده.... نهایی های پا در هوا ... در روز جاری آزمون سمپاد و نمونه دولتی برگزار شد و گویا خیلی سخت بوده! دوست دارن به قبولی دخترم امیدوار باشم، هستم اما نه چندان زیاد! آخر امید بزرگ ناامیدی بزرگتری در پی خواهد داشت! برای آزمون سمپاد ششم به هفتم هم کلاس برده بودم و هم امید زیادی داشتم که دود

برچسب: نویسنده: سجاد سلیمانی تاريخ: چهارشنبه 18 شهريور 1405 ساعت: 12:45

درددلهایی که گوشی واسه شنیده شدن ندارن روزمرگی عادت این روزها آرزوی مرگ می کنم، گاهی برای خودم، گاهی برای شوهرم، گاهی برای...... و ....... و ........دقیقتر که فکر می کنم می بینم آرزوی مرگ کردن از بچگی در من شکل گرفته، در هر مناسبتی فریاد می کشیدیم مرگ بر..... مرگ بر....... توی مدرسه سر صف، روی دیوارهای شهر، نماز جمعه، راهپیمایی و ...و البته هییییییچ سودی که نداشت هیچ، انگار ضررش به خودمون برگشت. آیا این آرزوی مرگاز سر انفعاله؟ از تنفر؟ از باور به عدالت کائنات ؟ از تمال به هم

برچسب: نویسنده: سجاد سلیمانی تاريخ: چهارشنبه 18 شهريور 1405 ساعت: 12:45

درددلهایی که گوشی واسه شنیده شدن ندارن روزمرگی ریا بعد از اینکه پدرم خانه، ماشین، مغازه به پسران عزیزش بخشید، و چپ و راست به بهانه های مختلف بهشان پول می دهد. هر بار چیزی برای بچه های بزرگتره می خرد و از خدمات غیر مالی هم که نگویم! حالا آنها هم راهش را یاد گرفته اند، جلوی رویش فریاد فدایت شوم برای خود و خانواده شد سر می دهند و در قفا "آن کار دیگر" می کنند.درنهایت این عاقبت دیکتاتورها است. تا توان دارند زور می گویند و کم کم که توانشان کم شد با پول و تواناییات بقیه را وادار به

برچسب: نویسنده: سجاد سلیمانی تاريخ: چهارشنبه 18 شهريور 1405 ساعت: 12:45

درددلهایی که گوشی واسه شنیده شدن ندارن روزمرگی دورویی! دارم روابطم را از دست می دهم. یکی یکی و اغلب خودخواسته! اینهمه آدم دورو و دروغگو در اطرافم بودند و باهاشون ارتباط داشتم؟!!!برادرم که در قفا. همه را مسخره می کند و بدشان را می گوید و در ظاهر آنچنان قربان صدقه شان می رود گویی که سری از هم سوا هستند!! البته با من همیشه مثل یک رقیب جدی بوده و هست. تا می تواند در ظاهر و باطن سعایت می کند و ضربه می زند.یک عمه دارم که متخصص "فقط به تو می گویم و به هیچ کس نگو" است! و این را به ه

برچسب: نویسنده: سجاد سلیمانی تاريخ: چهارشنبه 18 شهريور 1405 ساعت: 12:45

درددلهایی که گوشی واسه شنیده شدن ندارن روزمرگی زندگی... یادتون میاد یه دکلمه ای با صدای جذاب مرحوم خسرو شکیبایی را با این شعر: "زندگی رسم خوشایندی است" ؟؟؟یه موقعی وقتی می شنیدمش یه حس خوبی توی جانم می دوید انگار که رنگها درخشان‌تر می شدن یا صداها گوشنوازتر. در روز جاری هم شنیدمش ام به رسم لااقل چندین ماه گذشته یه لبخند تلخ گوشه لبم نشست. خدای نکرده ناشکری نمی کنم اما واقعا همین زندگی که الآن توش هستیم، رسم خوشایندیه؟ هر روز قطعی آب و برق، گرمای کشنده، ترس از بمباران، آینده

برچسب: نویسنده: سجاد سلیمانی تاريخ: چهارشنبه 18 شهريور 1405 ساعت: 12:45

درددلهایی که گوشی واسه شنیده شدن ندارن روزمرگی تولدم مبارک! دیروز تولد ۴۴ سالگی ام بود. حالا وارد ۴۵ سالگی شدم! کی فکرش را می کرد؟ عجیب است، هنوز در درونم دختری ۱۲، ۱۳ ساله زندگی می کند که دوست دارد دنیا را آسان و شاد ببیند اما همیشه توسط پیری باتجربه به عقب رانده می شود، پیرزنی سالخورده که انگار هزار سال دارد و. آنقدر سرد و گرم روزگار را چشیده که دیگر حوصله تجربیات تازه را ندارد! و فکر می کنم ما زنان خاورمیانه بیشتر تحت تاثیر پیرزن سالخورده درونمان هستیم تا دختر کوچولوی شاد

برچسب: نویسنده: سجاد سلیمانی تاريخ: چهارشنبه 18 شهريور 1405 ساعت: 12:45

درددلهایی که گوشی واسه شنیده شدن ندارن روزمرگی تابستان داغ داااااغ! تابستان را کمتر از فصل های دیگر دوست دارم، ( متنفرم اما سعی می کنم مودب باشم) چون: ۱. شبهاش گرمه ۲. روزهاش داااااااغه ۳. سوسک و پشه زیاده. ۴. برق بیشتر قطع میشه ۵. آب کمه. ۶. روزهاش بلنده. ۷. بچه ها همش خونه هستن ۸. کنکور تو تابستونه ۹. امسال نهایی هم... ۱۰. همه چی زود خراب میشه مثل غذا، گل، اعصاب و ...دو روزه که سردرد دارم از نوع میگرن و شدید، تا حدی به هذیان گویی افتاده ام و بشدت گرمم است. دلم می‌خواهد در

برچسب: نویسنده: سجاد سلیمانی تاريخ: چهارشنبه 18 شهريور 1405 ساعت: 12:45

درددلهایی که گوشی واسه شنیده شدن ندارن روزمرگی نهایی.. کنکور.. و دگر هیچ... امسال تابستان داغی را تجربه می کنیم. یادم می آید تابستان هایی را که خیلی گرم بودند، تابستان هایی که خودم زیاد کلاس داشتم و یا مجبور بودم بچه ها را به کلاس ببرم و خیلی اذیت میشدم اما این تابستان چیز دیگریست! داغی و خشکی هوا در این شهر کویری به جای خود، قطعی برق و کمبود آب هم به جای خود، امتحانات نهایی و کنکور که آخر مرداد برگزار می شود هم به جای خود! استرس و اضطراب علاوه بر بچه ها، والدین را هم از پاد

برچسب: نویسنده: سجاد سلیمانی تاريخ: چهارشنبه 18 شهريور 1405 ساعت: 12:45

درددلهایی که گوشی واسه شنیده شدن ندارن روزمرگی کنکور!!! بالاخره به کنکور رسیدیم...کنکور ۱۴۰۵ ! و بچه هایی که با استرس فراوان و تاخیر خیلی زیاد راهی آزمون می شوند و دختر من هم یکی از همانهاست. بیدارم و خوابم نمی آید. از طرفی خوشحالم که این مسیر فرساینده به ایستگاه می رسد و از طرفی برای امتحان دلهره دارم. اشک در چشمانم جمع می شود و خوشحالم که خانه تاریک است و کسی پیشم نیست. خودم هم خیلی خسته ام. خیییلی. فرآیندی که از سال نهم شروع کار شد و تمام این ۴ سال ادامه داشت، بخصوص از سا

برچسب: نویسنده: سجاد سلیمانی تاريخ: چهارشنبه 18 شهريور 1405 ساعت: 12:45

صفحه بندی